استخدام و مستخدم - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
هر پرستاری وقتی فارغ التحصیل میشه و بعد طرح میخواد استخدام شه و من هم از قضیه مستثنی نبودمیادم هست چه شور و شوقی برای استخدام وجود داشت هنوز هم وجود داره هر کس آزمون استخدامی قبول میشه بهش تبریک میگن و خوشحاله من هم چندین سال پیش خوشحال بودم و تند تند شرایط استخدام راامضا کردموالان که دلم میخواد در ...
انگیزه - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
بیشترین دلیل برای ادامه پرستاری انگیزه استانگیزه یک پرستار وقتی که کشته شد دیگه نه پول نه دعای خیر مریض ها نه حس خوبی که از کمک به دیگران به دست میاورد براش مهم نیستدر حال حاضر من ... بی انگیزه ترینم برای ادامه پرستاریتلاش می کنم برای ادامه دادنچون ذاتا آدمی نیستم که جا بزنماما مبارزه خسته ام می کنه...
از مرکز مهارتهای بالینی - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
من امروز کارشناس مرکز مهارتهای بالینی امراه سختی را چند ماه گذشته پشت سر گذاشتم روزها و شبهای پر استرس و پر سوز و گداز ... سخت بود موقعیتی که با تجربه و به بهای زندگی به دست آوردی را از دست بدهی و بخواهی دوباره از صفر شروع کنیو از آن بدتر اینکه بشنوی همینه دیگه...هم خدا می داند و هم بیماران به خصوص ...
ما بیمارستانی ها - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
کار جدید را حدود یک ماهی هست که تحویل گرفتمو کل این یک ماه مشغول سر سامان دادن اینجا هستم مرکزی پر از مولازهای اسقاطی ، تجهیزات زیاد و تاریخ گذشته و دارهای فاسد شده که مربوط به عهد تیر کمون مگسی هستند ...اینجا دقیقا شبیه یک انباری قدیمی پر از آت و آشغاله ...بعضی از داروها و تجهیزات انقدر قدیمی هستند...
بوتاکس و ارشد ... - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
دیروز رفتم مطب دکتر م برای ویزیت بوتاکس چند سال قبل تو بخش زیبایی که کار می کردم با دکتر م آشنا شدم فوق العاده فروتن و متواضع و دوست داشتنی ... از اون دکترها که براشون شخصیتت مهمه و نه جایگاه اجتماعی ... وقتی منو دید گفت چقدر کم انرژی شدی اینجوری نبودی و من ناچارا قسمتهایی از سرگذشت چند ماه اخیرم را...
ماجراهای پرستاری در مرکز مهارت 1 - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
سلام نام خداست ...از امروز ماجراهای مرکز مهارت را با عنوان ماجراهای پرستاری در مرکز مهارت می نویسم امروز کارگاه آموزشی CPR آموزش مداوم برای پزشکان مراکز بهداشتی انجام شد هماهنگی عالی و پذیرایی از اون عالی تر ...بهکار سماور را روشن کرد و چون روی میز چوبی بود بوی سوختگی بلند شد قبل از ایتکه آتیش بگیره...
مهمترین و گمنامترین مهره ... - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
سلاماین بار طولانی شد غیبتم چون مشغول سر و سامون دادن به مرکز برای اعتبار بخشی پزشکی بودیم و من و مدیر انقدر خسته شدیم که وقتی چهارشنبه تموم شد بدو بدو رفتیم و قرار شد شنبه هم سر کار نیاییم ... اما من به خاطر کلاسها شنبه هم اومدم و کلاسها را کاور کردم ... و خدا را شکر نتیجه اعتبار بخشی مرکز ما خیلی ...
ماجراهای مرکز مهارت 2 - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
سلام نام خداست...برخلاف تصورم که فکر می کردم اینجا وقت برای نوشتن هست خیلی هم موقعیت نوشتن پیش نیاد چرا که هر روز یه برنامه جدید پیش میاد بعضی روزها پنج شش تا کلاس هست و باید تجهیزات لازم هر پروسیجر را آماده کنم و مشکل هم اینجاستن به خاطر آزمون صلاحیت بالینی چیدمان کلاس ها را مجبورم دائما عوض کنم به...
مترون مدیر خدمات پرستاری بیمارستان - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
هیچ وقت از زمین خوردن کسی خوشحال نشدم ... حالا هم خوشحال نیستم حس مبهمی دارم از وقتی که وجود خدا را در قلبم احساس کردم کارها آسان شد علارغم اینکه بعضی بنده های خدا این رو برام نمی خواستندمترونی که سال گذشته بلافاصله بعد از اومدنش یعنی قبل از گرفتن ابلاغ مترونیش حتی من را جابجا کرد و به خواهش های من ...
فشار روی کادر درمان - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 2:25
سلام نام خداستامروز که می نویسم به روزهای پایانی سال نزدیک می شویم و من در مرکز مهارت بالینی مشغول آماده کردن گزارش سالانه هستم وقفه تقریبا چند ماهه ای در نوشتنم افتاد چرا که واقعا نوشتن هم دل و دماغ می خواهد ... اما اتفاقات خیلی مهمی در این چند ماه افتاده که اوضاع و شرایط را تغییر داد ... مترون بیم...
دو کلمه حرف با خدا - تاریخ: 1401/11/28 ساعت: 1:55
خداباور کن من با شیفت دادن روز عاشورا و تاسوعا مشکلی ندارمشاید اینجوری اشکمون بیشتر دربیادولی آخه خانواده های ما پرستارا چیکار کردن ؟نکنه اونا رو هم برگزیدی؟خودت می دونی چی منو ناراحت کرده ؟تبعیضایی که بعضی از این بنده های برگزیدت میذارنتا کجا میخواد ادامه داشته باشه ...بد نبود حالا که به تو نزدیکیم...
آخرین سلام ... - تاریخ: 1401/11/28 ساعت: 1:55
آخرین سلام در آخرین پست را از من بپذیرید دیگر نمی توانم آن طور که می خواهم اینجا دلنوشته هایم را بگویم جای دیگری خواهم نوشت ... پرستاری انتها ندارد Adblock test (Why?)
برگشت دوباره من - تاریخ: 1401/11/28 ساعت: 1:55
سلامامشب که دوباره بعد مدتها در این وبلاگ می نویسم روزگاری دراز را در حرفه ام پشت سر گذاشته امنمی دانم شاید پیام رسانهای پر مخاطب مثل اینستاگرام یوتیوپ و ... باعث شدند از این فضا دور بشم شاید هم دلم نمی خواست خاطراتم را بنویسمدر هر صورت من امشب دوباره اومدم در حالیکه چندین سال هست که دیگه پرستار داخ...