سلام
این بار طولانی شد غیبتم چون مشغول سر و سامون دادن به مرکز برای اعتبار بخشی پزشکی بودیم و من و مدیر انقدر خسته شدیم که وقتی چهارشنبه تموم شد بدو بدو رفتیم و قرار شد شنبه هم سر کار نیاییم ... اما من به خاطر کلاسها شنبه هم اومدم و کلاسها را کاور کردم ...
و خدا را شکر نتیجه اعتبار بخشی مرکز ما خیلی خوب بود ارزیابی که اومده بود راضی به نظر می رسید و ما هم خوب گزارش دادیم البته واقعا نقص هایی وجود داره که بهتر میشه و ما تمام تلاشمون رو می کنیم ...
تو این مدت تمامی مانکن ها را کیف درآوردیم و باهاشون کار کردیم و باعث شد دستمون پر باشه کلاس ها را به تفکیک پروسیجرها جدا کردیم و کلا خیلی مرکز مرتب و منظم شد الان هر کلاسی جدا هست و تمام مانکن ها باز هستند و من به کار با اونها تسلط دارم چیزی که از اولش می ترسیدم اینکه نکنه کار باهاتشونو یاد نگیرم که خدا را شکر برطرف شد
این اعتبار بخشی و کلا انتقالم به مرکز مهارت باعث شد خیلی چیزا را یاد بگیرم و تجربه کنم اول از همه فضای غیر بیمارستانی که با افراد بزرگتری سر و کار داری من با دکتر ک آشنا شدم که مسئول ارزیابی دانشگاه خودمون هست و چقدر هم انسان خوب و افتاده ای بود و از کارم خیلی خوشش اومد و حتی پیشنهاد داد که من کارشناس قسمت ایشون بشم ... و ته همه ی اینها باز دلم برای رشته خودم پرستاری سوخت ... رشته مظلوم من ... چرا که من هفده سال در بالین کار کردم و میدانم مهمترین مهره در تمام دانشگاه پرستار هست در حالیکه واقعا گمنامترین مهره است من در تمام هفده سال کارم اینقدر کارم دیده نشد که در این چند ماه در مرکز مهارت ... همیشه باید از فیلتر سرپرستار و مترون رد میشدیم و اونها هم برای دیده شدن کار خودشون کار پرستارها را بلد نمی کردند مگر با پارتی یا اینکه اگر ستاره ات شیرین می افتاد ... و همیشه نظر شخصی خود را بر ارزیابی کشکی شان اعمال می کردند یا اصلا آن ارزیابی را چه کسی میدید که فرقی به حالمان داشته باشد
اما کار کردن در جایی غیر بیمارستان تو را مستقیم با مسیولین ارتباط می دهد و کارت را هم که با علاقه انجام دهی دیده می شوی ...
این در حال است که من تمام آن هفده سال را هم با تمام تلاش و توانایی و علاقه ام و چه بسا بیشتر از الان چون هم جوانتر و با انگیزه تر بودم و هم شغل مورد علاقه ام بود ، انجام دادم ...
کاش می تونستم برای رشته ام کاری کنم کاش میشد فیلترها را در پرستاری برداشت کاش میشد شایسته سالاری در پرستاری حاکم میشد ...
برچسب:
نویسنده: آریا زارعی